ستاره خاموش
!براي اين دلتنگي هميشگي، پاداشي جز سکوت نيست
کجاست جای تو در جمله زمان که هنوز..... يه مسافر، يه غريبه، يه شبم بي پنجره می خوام خراب تو بشم خردو خرابم نکنی زندگی ای روگار ای چرخ گردون
که پیش از این ؟ که هم اکنون ؟ که بعد از این ؟ که هنوز ؟
و با چه قید بگویم که
دوستت دارم ؟
که تا ابد ؟ که همیشه ؟ که جاودان ؟ که هنوز ؟ ...
مي روم با کوله بار سرگذشت و خاطره
خسته ام از خستگي ها
خسته از اين لحظه ها
مي شمارم لحظه ها را
بر نمي آرم صدا
قصه هاي من غمگين
اگه تلخه اگه شيرين
مي روم تا واسه فردا
بسازم دنياي رنگين
هر جا مي رم همه مي گن يه غريبه اومده
نمي بينم هم صدايي اينم از بخت بده
من پر اميد اما دلم در التهابه
مي رم که تا در غربتم نوري بتابه
اي زندگي بيزارم از بيهوده بودن
مي رم که تا پيدا کنم فرداي روشن

قصه خواب تو بشم با غصه خوابم نکنی
می خوام که مال من بشی منو جوابم نکنی
شهر خیال من بشی قصد عذابم نکنی
لبریزی از ناباوری آیینه ي باورت می شم
اگه بخواهی پر بکشی خودم بالو پرت میشم
رویای آفتابیمو ازمن نگیر ای نازنین
تولد دوبارمو از قوت عشقت ببین
تو دل تنگت هرچیه بریز رو زخم دل من
از تو به خود رسیدنت میخوام بشه حاصل من
توی سینه قلبمو اینقدر نلرزون
ای فلک ای بانی افسونگری ها
با دلم کمتر کن این بازیگری ها
هر که هستی ، هر چه هستی
بس کن این نامهربونی!
روزگار ای شاهد ویرونی ما
خشم و قهرت باعث حیرونی ما
ای فلک بس کن دیگه آتیش نسوزون
روی زخمامون دیگه نمک نپاشون
هر که هستی ، هر چه هستی
بس کن این نامهربونی!
گاهی زشتی گاهی خوبی
هم طلوعی هم غروبی
بعضی وقتا مهربونی
بعضی وقتا خصم جونی
اما وقتی سر قهری
بدتر از تلخی زهری
تو کی هستی تو چی هستی
هوشیاری یا که مستی
هرکه هستی ، هرچه هستی
بس کن این نامهربونی!
| Design By : Night Skin |

